اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

183

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

خدا بود ، پيامبر شيشه اى را كه در آن خاكى بود به او داده و گفته بود : ان جبرئيل اعلمنى ان امتى تقتل الحسين ، « جبرئيل مرا خبر داده است كه امت من حسين را مىكشند » . ام سلمه گفت : آن خاك را به من داد و مرا گفت : اذا صارت دما عبيطا فاعلمى ان الحسين قد قتل ، « هر گاه خون تازه گرديد ، بدان كه حسين كشته شده . » خاك نزد وى بود و چون وقت آن رسيد ، در هر ساعتى بان شيشه مىنگريست و چون آن را ديد كه خون گرديده است فرياد برآورد : اى حسين ، اى پسر پيامبر خدا . پس زنان از هر سو شيون برآوردند تا از شهر مدينه چنان شيونى [ 1 ] برخاست كه هرگز مانند آن شنيده نشده بود . ( امام ) حسين هنگام شهادت 56 ساله بود چه او در سال 4 هجرت تولد يافت . به حسين گفته شد : از پيامبر خدا چه شنيدى ؟ گفت از او شنيدم كه مىگفت : ان الله يحب معالى الامور و يكره سفسافها ، « خدا امور برجسته را دوست مىدارد ، و پست آنها را خوش ندارد . » و از او به ياد دارم كه تكبير گفت ، پس من پشت سرش تكبير گفتم ، و هر گاه تكبير مرا مىشنيد تكبير مىگفت تا آنكه هفت بار گفت : الله اكبر . و نمازهاى پنجگانه را به من ياد داد ، و از او شنيدم كه مىگفت : من يطع الله يرفعه ، و من يعص الله يضعه ، و من يخلص نيته لله يزينه ، و من يثق بما عند الله يغنيه و من يتعزز على الله يذله ، « كسى كه خدا را اطاعت كند ، خدا او را سرافراز دارد ، و كسى كه خدا را نافرمانى كند ، خدا او را پست كند ، و كسى كه نيت خود را براى خدا خالص نمايد ، خدا او را آراسته سازد ، و كسى كه بر خدا عزتفروشى كند ، خدا او را خوار و زبون سازد ، و كسى كه به آنچه نزد خداست وثوق داشته باشد ، خدا بىنيازش كند

--> [ 1 ] ل ، ب ، لزره اى .